عشق مامی ایلیا جونیعشق مامی ایلیا جونی، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 27 روز سن داره

عاشقانه آرام من و تو...

ترک پوشک ...

سلام به همه دوستای گلم   شرمنده به خدا چند روزه اصلا فرصت نمیکنم بشینم پای کام      ممنونم از همتون که به یادم هستید    از اتفاقات این چند وقت اگه بخوام بگم که خیلی خیلی طولانی باید بنویسم و گذاشتم یه شب که اقا ایلیا خوابید اقدام به نگارش کنم  از این چند روز که نبودیم بگم که اول اینکه 25 مرداد که جمعه بود ششمین سالگرد ازدواجمون بود    جریان بعدی که حسابی وقتم و گرفته اینه که از روز شنبه 92/05/26 شروع کردم به از پوشک گرفتم ایلیا    برای این کار شدیدا استرس داشتم و خیلی خیلی اوضام خراب بود    توی وب نگین یه پست بود با عنوان پایان پوشک در سه...
30 مرداد 1392

وداع با شیره جانم...

  آخ مادر ... صدای تپش های قلبم را تو نیز می شنوی ؟ می بینی چه حالی دارم از جدایی ات ؟ می بینی عزیز دلم ؟ مگر نگفتم که آغوشت را از من دریغ نکن ؟ مگر نگفتم که باز بیا و لمــــــــس تن لطیف ات را سهم من بکن ؟ مگر نگفتم اگر نیایی ، من میمیرم ؟ پس چرا دیگر نمی آیی ؟ همان قدر طـــــــولانی ... همان قدر آرام ... همان قدر بکــــــر ... چرا نمی آیی آخر مـــادر ؟! بیا ؛ جان مادرت بیا ! نگاه به نوشته هایم نکن پسرکم . ساده نگیرشان ! تک تک این واژه ها با بغـــــــض آمده اند و اینجا جا خوش کرده اند . بغضی که حتی یک لحظه هم رهایم نمیکند ! مگر ســـــــــــاده است دل کندن از آن لحظه ی شیرین ؟ از آن عاشقانه...
22 تير 1392
1